خرید بک لینک

چرا ز سینه من دود آه سرنزند

که کوهی از غم و آتشفشانی از دردم

برچسب: نویسنده: مریم موسوی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 16:01

خیلی سال پیش بود. جمع شده بودیم در خانه دانیال، برای وداع و روبوسی و آخرین ساعتهای با هم بودن. من نشسته بودم لب پنجره خانه قدیمی خیابان امیرآباد، به دانیال نگاه می کردم که نشسته بود وسط بچه ها و داشت حرف می زد و شعر میخواند و میخندید. داشت می ر

برچسب: نویسنده: مریم موسوی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 16:01

خوابت برده. آرام نفس می کشی، آرام و مرتب. عطر تنت پیچیده در جان اتاق، تن خوشرنگت میان ملافه های سفید، زمان و زمین مات تماشای تو. مژه های بلندت ، پوست صورتت، گردن زیبایت، تمام تنت، زیباترین تابلوی خلقت برابرمن است و حق دارم که محو شوم در جنون تم

برچسب: نویسنده: مریم موسوی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 16:01

صفحه بندی